۱۵. جمله و سازه‌های‌ش

jomleh va sazehayash

جمله (با نشانه‌یِ S) سخنی‌ست که بر انجامِ روندی یا داشتنِ حالتی (گزاره)، بیشتر به دستِ پدیده‌ای (نهاد) دلالت می‌کند. هر جمله می‌تواند از یک یا چند سازه‌یِ جمله تشکیل شود.

جستارها

آ. نمودهایِ دستوریِ جمله

آ×آ. نمودِ ظرفیّتیِ جمله

اصطلاحِ ظرفیّ از دانشِ شیمی وام گرفته شده است. در دستورِ زبان، نمودِ ظرفیّتیِ جمله به شمارِ سازه‌ها ی‌ش (به جز از گزاره‌یِ جمله) دلالت می‌کند:

آ×ب. روی‌کردِ جمله

روی‌کردِ جمله هدف یا واکنشی را خاطرنشـان می‌سازد که گوینده جمله را برایِ دست یافتن به آن بیان می‌کند.

روی‌کردِ یک جمله رابطه‌یِ تنگاتنگی با روی‌کردِ گزاره‌اش دارد، اگر چه این دو نمودِ دستوری با یک‌دیگر هم‌سان نیستند:

  1. جمله‌یِ گزارشی روند یا حالتی را بیان می‌کند:

    سرم درد می‌کند.

    من نمی‌خواستم که به دبیرستان بروم.

    گونه‌یِ ویژه‌ای از جمله‌یِ گزارشی، جمله‌یِ شگفتی نامیده می‌شود، که شگفتـیِ گوینده را از آن روند یا حالت نشـان می‌دهد:

    خیلی گستاخ شدی ها!

    چه بانمک!

  2. گوینده با گفتنِ جمله‌یِ پرسشی درباره‌یِ وجودِ روند یا حالتی و یا چند و چون‌ش می‌پرسد:

    بیداری؟

    قطار ساعتِ چند خواهد رسید؟

    این جمله‌ها را می‌توان به این گونه دسته‌بندی کرد:

    • پرسشِ قطبی صدق کردن یا نکردنِ موضوعِ جمله (= نمودِ قطبیِ جمله ) می‌پرسد. این جمله‌ها به چهره‌یِ ساده یا با قیدهایِ تردید به کار می‌روند، و می‌توانندِ پاسخِ «آری» یا «نه» بگیرند:

      آیا شما حاضر هستید به خاطرِ رفاهِ مردم از فرمان‌روایی چشم‌پوشی کنید؟

      پدرت سرِ کارست؟

      من که شب‌ها رهِ تقوا زده‌ام با دف و چنگ

      این زمان سر به ره آرم؟! چه حکایت باشد؟!

      حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    • پرسشِ گزینشی برایِ دانستنِ این به کار می‌رود که موضوعِ جمله برایِ کدام یک از هم‌وندها (در هم‌پایگیِ گزینشی) صدق می‌کند. به چنین پرسش‌هایی نمی‌توان با «آری» یا «نه» پاسخ گفت:

      امروز می‌رسد یا فردا؟

      به خودش زنگ زدی یا به پدرش؟

    • پرسشِ سازه‌ای برایِ آگاهی‌یافتن از بند‌ی از جمله به کار می‌رود. در این حالت به جایِ آن بند، ضمیری پرسشی می‌نشیند:

      کی دمِ در بود؟

      فروشگاه تا کی بازست؟

  3. با جمله‌یِ درخواستی گوینده خواستارِ انجامِ روندی یا گرفتنِ حالتی می‌شود:

    به خانه برو!

    برای‌ش یک لیوان بیاورید!

  4. جمله‌یِ آرزویی برایِ بیانِ آرزو به کار می‌روند:

    مبادا از پا افتاده باشد!

    پاینده ایران!


نکته‌هایِ زیر در باره‌یِ روی‌کردِ جمله چشم‌گیر هستند:

آ×پ. دیگر نمودهایِ دستوریِ جمله

همگیِ دیگر نمودهایِ دستوریِ بندِ فعلی برایِ جمله‌ها نیز کاربرد دارند (نگاه کنید به جستارِ ۱۳×پ.).

این نمودهایِ دستوریِ جمله معمولاً با نمودهایِ دستوریِ گزاره‌اش هم‌نواز هستند. تنها در جای‌گاه‌هایِ زیر به نا‌هم‌نوازی بر می‌خوریم:

  1. ناهم‌نوازیِ قطبی در پرسش‌هایِ باژگونه (نگاه کنید به بالا).
  2. جمله‌هایِ منفی با قیدهایِ نفی (نگاه کنید به جستارِ ۱۳×۵×آ.):

    چون تو را دید زردگونه شده

    سرد گردد دل‌ش، نه نابیناست

    رودکی (سده‌یِ دوم و سوم خورشیدی)

    که: «ای بلندنظر! شاه‌بازِ سِدره نشین!

    نشیمنِ تو نه این کنجِ محنت‌آبادست»

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

  3. جمله‌هایِ روان با قیدهایِ روانی (نگاه کنید به جستارِ ۱۴×۱×ب.):

    همی در به در خشک‌نان باز جست

    مر او را همین پیشه بود از نخست

    ابوشکورِ بلخی (سده‌یِ سوم و چهارم خورشیدی)

    در عریش او را یکی زائر بیافت

    که‌او به هر دو دست می زنبیل بافت

    مولوی (سده‌یِ ششم و هفتم خورشیدی)

ب. بندِ جمله‌ای

بندِ جمله‌ای (با نشانه‌یِ IP) نامِ همگانیِ جمله‌هایِ ساده و رشته‌جمله‌هایِ هم‌پایه است.

رشته‌جمله‌ها را می‌توان به این گونه دسته‌بندی کرد:


تنها نمودِ دستوریِ مشترک میانِ جمله و رشته‌جمله، روی‌کردِ جمله می‌باشد. در این زمینه نکته‌هایِ زیر چشم‌گیر هستند:

  1. اگر هم‌وندی از بندِ هم‌پایه درخواستی یا پرسشی باشد، همگیِ بندِ هم‌پایه نیز روی‌کردِ درخواستی یا پرسشی به خود می‌گیرد:
    sentence6_PA
    و گر نه با رشته‌جمله‌یِ گزارشی رو به رو هستیم.
  2. روی‌کردِ رشته‌جمله‌یِ وابسته هم‌سان روی‌کردِ بندِ پایه‌اش می‌باشد:
    sentence7_PA

پ. سازه‌هایِ جمله

سازه‌هایِ جمله بندهایی هستند که جمله را تشکیل می‌دهند، و هر یک در جمله نقشِ ویژه‌ای را بازی می‌کنند.

سازه‌ها در زبانِ پارسی این‌ها هستند:

ت. سازمانِ جمله و برون‌گسست

سازمانِ جمله، ترتیبِ سازه‌ها در جمله را توصیف می‌نماید.

زبان‌ها را از دیدگاهِ رده‌شناسی بر این پایه دسته‌بندی می‌شوند که گزاره (P)، نهاد (S) و مفعول (O) در جمله‌هایِ گزارشی به چه ترتیبـی پدیدار می‌گردند. پارسی (همانندِ زبان‌هایی چون لاتین، ژاپنی، کره‌ای، ترکی ،مجاری و زبان‌هایِ هندوآریایی) در این دسته‌بندی از زبان‌هایِ “SOP” به شمار می‌رود، چون جمله‌یِ گزارشی در این زبان بیشتر با نهاد آغاز می‌گردد و به گزاره پایان می‌پذیرد. سازمانِ دیگر سازه‌هایِ جمله به نسبت آزادست:

sentence8_PA

اگر در زبانِ پارسی سازه‌یِ دیگری در آغاز یا پایانِ جمله‌یِ گزارشی جای بگیرد، با پدیده‌یِ برون‌گسست رو به رو هستیم. برون‌گسست اختیاری‌ست و بیشتر برایِ دگرگونیِ معنایی (برایِ نمونه پافشاری) پدید می‌آید:


در چکامه‌هایِ پارسی می‌توان در تنگنایِ شعری سازمانِ جمله را به هم زد و از دستورهای‌ش چشم پوشید:

بود شاهی، شاه را بُد سه پسر

هر سه صاحب‌فطنت و صاحب‌نظر

مولوی (سده‌یِ ششم و هفتم خورشیدی)

پراکند گردِ جهان موبدان

نهـاد از برِ آذران گنبدان

فردوسی (سده‌یِ چهارم خورشیدی)

این چشم‌پوشی تنها به بر هم زدنِ ترتیبِ سازه‌هایِ جمله بسنده نمی‌کند، بلکه حتّا می‌تواند سازه‌هایِ سازه‌ای از جمله را از هم بگسلد. برایِ نمونه، بسیار به چشم می‌خورد که مفعول به شماره‌یِ ساده در بندِ آمارشی آویخته می‌گردد، هنگامی که آن مفعول ضمیری دارایی باشد (نگاه کنید به جستارِ ۶×۱×۱×ب):

رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب /hezɒr-æt ræɣib/ هست

در غنچه‌ای هنوز و سدت عندلیب /sæd-æt ændælib/ هست

حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

کُشته‌یِ چاهِ زنخدانِ توام، که‌از هر طرف

سد هزارش گردنِ جان /sæd hezɒr-æʃ gærdæn-e ʤɒn/ زیرِ طوقِ غبغب‌ست

حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

پاسخ دهید