۴. صفت و بندِ صفتی

جستارها

آ. صفت

صفت (با نشانه‌یِ A) تک‌واژی قاموسی یا ساختاری وندیِ ست که بر ویژگی‌ای دلالت کند که پدیده‌ها می‌توانند به خود بگیرند:

adjective1_PA

بر این پایه می‌توان صفت‌ها را به گونه‌یِ زیر دسته‌بندی کرد:

ب. بندِ صفتی

بندِ صفتی (با نشانه‌یِ AP) نامِ همگانیِ عنصرهایِ زبانی‌ای‌ست که ویژگی‌هایی را خاطرنشان می‌سازند که پدیده‌های راستین یا تخیّلی می‌توانند به خود بگیرند. در زبانِ پارسی، بندهایِ صفتی می‌توانند ساختارهایِ زیر را داشته باشند:

از این‌ها گذشتـه الگوهایی هم هستند که تنها در نشان‌بخشیِ صفت‌هایِ کنش‌گر و کنش‌پذیر به کار می‌روند.


این دو گونه‌یِ ویژه‌یِ بندِ صفتی در این تارنما در گفتارهایِ جداگانه بررسی شده‌اند:

در این گفتار به ویژگی‌هایِ عمومیِ بندهایِ صفتی می‌پردازیم.

پ. نمودهایِ دستوریِ بندِ صفتی

بندهایِ صفتی (و به پیروی از آنان، صفت‌ها) نمودهایِ دستوریِ زیر را دارا هستند:

پ×آ. نمودِ قیاسیِ بندِ صفتی

نمودِ قیاسیِ بندی صفتی انـدازه‌یِ نسبیِ ویژگی‌ای را خاطرنشان می‌سازد که در آن بندِ صفتی نهفته است.

این گونه‌هایِ نمودِ قیاسی در زبانِ پارسی به چشم می‌خورند:

پ×ب. نمودِ قطبیِ بندِ صفتی

نمودِ قطبیِ بندِ صفتی نشان‌گرِ آن‌ست که آیا ویژگی‌ای که در آن بندِ صفتی نهفته است بر آن بندِ صفتی دلالت می‌کند یا نه. در پارسی، نمودِ قطبی دارایِ این دو گونه می‌باشد:

ت. پایه‌سنجیِ پردازه‌ایِ بندِ صفتی

پایه‌سنجی درجه‌بندیِ ویژگی‌ای‌ست که در بندِ صفتی نهفته است.

مهمترین ابزارِ پایه‌سنجی، نمودِ قیاسی‌ست. یک راهِ دیگرِ پایه‌سنجی، به کارگیریِ بندهایِ پردازه (با الگویِ ا[DetPا[APبندِ پردازه] [APبندِ صفتی]]) می‌باشد:

خیلی زیاد /xæjl-i ziɒd/

کمی ابری /kæm-i æbri/

بسیار سرد /besjɒr særd/

اندکی بیشتر /ændæk-i biʃtær/

پنج کیلومتر دورتر /pænʤ kilumetr durtær/

هوا بس ناجوان‌مردانه سرد [AP[DetP[DetP/bæs/] [AP/nɒʤævɒn-mærdɒnæ/]] [AP/særd/]] است

مهدیِ اخوانِ ثالث (سده‌یِ چهاردهم خورشیدی)

در زبانِ پارسی، بندهایِ پردازهِ‌ای که در پایه‌سنجی به کار می‌روند ساختارهایِ گوناگونی دارند:

  • از پردازه‌شدنِ بندِ اداتی:

    کاملاً درست [AP[DetP[AdvP/kɒmelæn/]] [AP/dorost/]]

    نسبتاً کوتاه [AP[DetP[AdvP/nesbætæn/]] [AP/kutɒh/]]

    تا همی خندی همی گریی و این بس نادر‌ست

    هم تو معشوق‌یّ و عاشق، هم بت‌یّ و هم شمن

    منوچهریِ دامغانی (سده‌یِ پنجم خورشیدی)

  • از پردازه‌شدنِ بندِ صفتی:

    ناجوان‌مردانه سرد [AP[DetP[AP/nɒʤævɒn-mærdɒnæ/]] [AP/særd/]]

    بسیار طولانی [AP[DetP[AdvP/besjɒr/]] [AP/tulɒni/]]

  • شماره‌یِ یگان‌دار:

    ده متر بیشتر [AP[DetP/dæh metr/] [AP/biʃtær/]]

    دو روز بعد [AP[DetP/do ruz/] [AP/bæʔd/]]

    هم‌چنین از این دست‌ند شماره‌هایِ یگان‌داری چون نمونه‌هایِ زیر (نگاه کنید به جستارِ ۶×۱×۴×آ):

    • سال‌ها /sɒlhɒ/ در سال‌ها پیش /sɒlhɒ piʃ/
    • خیلی /xæjl-i/ در خیلی زیاد /xæjl-i ziɒd/
    • یک کمی /jek kæm-i/ در یک کمی بلندتر /jek kæm-i bolændtær/
    • بسی /bæs-i/ در گویش‌هایِ کهن، برایِ نمونه بسی تازه‌تر /bæs-i tɒzetær/:

      حقّا! که بسی تازه‌تر و نوتر از آن‌ید

      من نیز از این پس ننمایم‌تان آزار

      منوچهریِ دامغانی (سده‌یِ پنجم خورشیدی)

ث. نشان‌بخشیِ برنهشتیِ بندِ صفتی

بندهایِ برنهشتی می‌توانند بندهایِ صفتی را نشان‌بخشی کنند. برایِ این کار می‌توان نشان را پس (گاه گاهی پیش) از بندِ صفتی جای داد: بالاتر از سیاهی /bɒlɒtær æz siɒhi/، پس از ناهار /pæs æz nɒhɒr/، از خود بی‌خود /æz xod bixod/، هم‌راه با تو /hæmrɒh bɒ to/

این نشان‌بخشی برایِ نمونه با بندهایِ صفتی با نمودِ قیاسیِ برتر چشم‌گیر هستند. جنبه‌هایِ دیگرِ این نشان‌بخشی را می‌توان در گفتارهایِ زیر دید:

ج. جابه‌جاییِ موصوف

یکی از ویژگی‌هایِ زبانِ پارسی این‌ست که موصوف هم می‌تواند بندِ صفتی را نشان‌بخشی کند. در این حالت، بندِ صفتیِ نشان‌بخشی شده موصوفِ تازه‌ای به خود می‌گیرد. در بندِ صفتی، گماشته‌ای (به چهره‌یِ یک ضمیرِ شخصی یا ضمیرِ دارایی) به نمایندگیِ این موصوفِ تازه پدیدار می‌گردد (مقایسه کنید با ۱۵×ت. گماشته در برون‌گسست و ۱۸×۲. گماشته‌یِ بندِ جستاری):

adjective2_PA

چنین نشان‌بخشی‌هایِ پیچیده‌ای در زبانِ پارسی بیشتر به صفت‌هایِ کنش‌پذیر و کنش‌گر می‌خورد (نگاه کنید به جستارهایِ ۴×۱×ب. و ۴×۲×ب.). در واقع هم این جا‌به‌جاییِ موصوف بیشتر در صفت‌هایِ کنش‌گر پیدا می‌شود:

adjective3_PA

پاسخ دهید