۶×۱×۱. شماره‌یِ ساده

شماره‌هایِ ساده شماره‌هایِ آمارشی‌ای هستند که بر عددهایِ طبیعی دلالت می‌نمایند.

جستارها

آ. ساختارِ شماره‌هایِ ساده

۰ صفر /sefr/
۱ یک /jek/, /jæk/
۲ دو /do/
۳ سه /se/
۴ چار، چهار /ʧɒr/, /ʧæhɒr/
۵ پنج /pænʤ/
۶ شش /ʃeʃ/
۷ هفت /hæft/
۸ هشت /hæʃt/
۹ نه /noh/
۱۰ ده /dæh/
۱۱ یازده /jɒzdæh/
۱۲ دوازده، ده و دو /dævɒzdæh/, /dæh o do/
۱۳ سیزده /sizdæh/
۱۴ چارده، چهارده، ده‌چهار /ʧɒr-dæh/, /ʧæhɒr-dæh/, /dæh-ʧæhɒr/
۱۵ پانزده، پنزده، پنج‌ده /pɒnzdæhh/, /pænzdæh/, /pænʤ-dæh/
۱۶ شانزده، ده و شش /ʃɒnzdæh/, /dæh o ʃeʃ/
۱۷ هفده، هفت‌ده /hefdæh/, /hæfdæh/, /hæft-dæh/
۱۸ هجده، هیچده، هژده، هشده، هشت‌ده /heʤdæh/, /hiʤdæh/, /heʒdæh/, /hæʃdæh/, /hæʃt-dæh/
۱۹ نوزده، نوازده /nuzdæh/, /nævɒzdæh/
۲۰ بیست /bist/
۳۰ سی /si/
۴۰ چل، چهل /ʧel/, /ʧehel/
۵۰ پنجاه، پنجه /pænʤɒh/, /pænʤæh/
۶۰ شست، شصت، دو ره سی /ʃæst/, /do ræh si/
۷۰ هفتاد /hæftɒd/
۸۰ هشتاد /hæʃtɒd/
۹۰ نود /nævæd/
۱۰۰ سد، صد، یک سد /sæd/, /jek sæd/
۲۰۰ دویست، دو سد، دو ره سد /devist/, /dovist/, /do sæd/, /do ræh sæd/
۳۰۰ سیسد، سیصد، سه سد، تیرست /sisæd/, /se sæd/, /tiræst/
۴۰۰ چار سد، چهار سد /ʧɒr sæd/, /ʧæhɒr sæd/
۵۰۰ پانسد، پانصد، پنج سد /pɒnsæd/, /pænʤ sæd/
۶۰۰ شش سد /ʃeʃ sæd/
۷۰۰ هفت سد /hæft sæd/
۸۰۰ هشت سد /hæʃt sæd/
۹۰۰ نه سد /noh sæd/
۱,۰۰۰ هزار، یک هزار /hezɒr/, /jek hezɒr/
۱۰,۰۰۰ ده هزار، بیور /dæh hezɒr/, /bivær/
۱۰۰,۰۰۰ سد هزار /sæd hezɒr/
۱,۰۰۰,۰۰۰ یک میلیون، هزار هزار /jek miljun/, /hezɒr hezɒr/
۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ یک میلیارد /jek miljɒrd/

در ساختارِ شماره‌هایِ ساده در زبان پارسی، نکته‌هایِ زیر به چشم می‌خورد:

  1. ده و دو /dæh o do/ و ده و شش /dæh o ʃeʃ/ از راهِ هم‌پایگی به یاریِ میانجیِ /o/ پدید آمده‌اند:

    گُزین کرد هم در زمان پهلوان

    ده و دو هزار از دلاورگوان

    اسدیِ توسی (سده‌یِ چهارم و پنجم خورشیدی)

    ده و شش هزار از مهانِ سرای

    زِ گوهر کمرشان، زِ دیبا قبای

    اسدیِ توسی (سده‌یِ چهارم و پنجم خورشیدی)

  2. چارده /ʧɒr-dæh/، چهارده /ʧæhɒr-dæh/، ده‌چهار /dæh-ʧæhɒr/، پنج‌ده /pænʤ-dæh/، هفت‌ده /hæft-dæh/ و هشت‌ده /hæʃt-dæh/ از راهِ هم‌نشانیِ زنجیره‌ای به دست می‌آیند:

    من کی‌ستم که بر من نتوان دروغ بستن؟!

    نه قرصِ آفتاب‌م، نه ماهِ ده‌چهاری

    منوچهریِ دامغانی (سده‌یِ پنجم خورشیدی)

    و شانزده آیه است در مدنی و هفت‌ده در عدد باقیِ قرای.

    ابوالفتوحِ رازی (سده‌یِ ششم خورشیدی)

    عکرمه گفت: «چهل درم بود.»، بعضی گفتند: «هشت‌ده درم بود.»

    ابوالفتوحِ رازی (سده‌یِ ششم خورشیدی)

  3. یک سد /jek sæd/، دو سد /do sæd/، سه سد /se sæd/، چار سد /ʧɒr sæd/، چهار سد /ʧæhɒr sæd/، پنج سد /pænʤ sæd/، شش سد /ʃeʃ sæd/، هفت سد /hæft sæd/، هشت سد /hæʃt sæd/ و نه سد /noh sæd/ بندِ آمارشی با الگویِ ا[Dا[NPشماره‌یِ ساده] [NPشماره‌یِ ساده‌یِ /sæd/]] هستند.
  4. دو ره سی /do ræh si/ و دو ره سد /do ræh sæd/ بندِ آمارشی (با شماره‌یِ یگان‌دارِ دو ره /do ræh/ به عنوانِ بندِ پردازه) هستند و الگویِ ا[Dا[DetPا[NPشماره‌یِ ساده‌یِ /do/] [NPیگانِ /ræh/]] [NPشماره‌یِ ساده]] دارند (نگاه کنید به جستارِ ۶×۱×۴×آ.):

    زِ ابیاتِ غرّا دو ره سی هزار

    مر آن جملـه در شیوه‌یِ کارزار

    فردوسی (سده‌یِ چهارم خورشیدی)

    دو ره سد هزار از یلان بر شمرد

    به مهترپسر داد خاقانِ کرد

    اسدیِ توسی (سده‌یِ چهارم و پنجم خورشیدی)

  5. برایِ شماره‌هایِ از ۲۱ تا ۹۹ (به جز مضرب‌هایِ ۱۰)، رقمِ دهگان را با رقمِ یکان به یاریِ میانجیِ /o/ هم‌پایه می‌کنیم:

    بیست و پنج /bist o pænʤ/، پنجاه و چهار /pænʤɒh o ʧæhɒr/

  6. برایِ شماره‌هایِ سه‌رقمی (به جز مضرب‌هایِ ۱۰۰)، رقمِ سدگان را با باقی‌مانده‌یِ شماره به یاریِ میانجیِ /o/ هم‌پایه می‌کنیم:

    دویست و دو /devist o do/، شش سد و بیست و هفت /ʃeʃ sæd o bist o hæft/، سد و هژده /sæd o heʒdæh/

  7. برایِ شماره‌هایِ ۴- تا ۶رقمی، ضریبِ ۱,۰۰۰ به عنوانِ بندِ پردازه با شماره‌یِ ساده‌یِ هزار /hezɒr/ بندی آمارشی می‌سازد، که (به جز در مضرب‌هایِ ۱,۰۰۰) با باقی‌مانده‌یِ شماره به یاریِ میانجیِ /o/ هم‌پایه می‌شود:

    دو هزار /do hezɒr/، بیست و سه هزار /bist o se hezɒr/، پنجاه هزار و پنجاه /pænʤɒh hezɒr o pænʤɒh/

  8. برایِ شماره‌هایِ ۷- تا ۹رقمی، ضریبِ ۱,۰۰۰,۰۰۰ به عنوانِ بندِ پردازه با شماره‌یِ ساده‌یِ میلیون /miljun/ یا هزار هزار /hezɒr hezɒr/ بندی آمارشی می‌سازد، که (به جز در مضرب‌هایِ ۱,۰۰۰,۰۰۰) با باقی‌مانده‌یِ شماره به یاریِ میانجیِ /o/ هم‌پایه می‌شود:

    شانزده میلیون و هفت سد و بیست و پنج هزار و نه سد و هفتاد و سه /ʃɒnzdæh miljun o hæft sæd o bist o pænʤ hezɒr o noh sæd o hæftɒd o se/، سد هزار هزار /sæd hezɒr hezɒr/

  9. دیگر توان‌هایِ ۱,۰۰۰ نیز بر همین روال ساخته می‌شوند.
  10. ده‌ها /dæhhɒ/، سدها /sædhɒ/، هزارها /hezɒrhɒ/، هزاران /hezɒrɒn/، ده‌ها هزار /dæhhɒ hezɒr/، سدها هزار /sædhɒ hezɒr/، سد هزاران /sæd hezɒrɒn/، هزاران هزار /hezɒrɒn hezɒr/، میلیون‌ها /miljunhɒ/ و … نیز شماره‌هایِ ساده‌اند:

    هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کارست

    ما کجاییم و ملامت‌گرِ بی‌کار کجاست؟!

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    زِ انقلابِ زمانه عجب مدار! که چرخ

    از این فسانه هزاران هزار دارد یاد

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    با لبیّ و سد هزاران خنده آمد گل به باغ

    از کریمی گوییا در گوشه‌ای بویی شنید

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

  11. در زبانِ پارسی، نیم /nim/ را نیز به سانِ شماره‌هایِ ساده به کار می‌برند:

    سد مُلکِ دل به نیم نظر /nim næzær/ می‌توان خرید

    خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    چه حاجت‌ست به شمشیر قتلِ عاشق را؟!

    که نیم جانِ /nim ʤɒn/ مرا یک کرشمه بس باشد!

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

  12. به جایِ شماره‌هایِ ساده‌ای که در ساختارِ شماره‌هایِ ساده‌یِ دیگر به کار می‌روند می‌توان ضمیرِ شمارشی آورد: دویست و اندی /devist o ænd-i/، چندین هزار /ʧænd-in hezɒr/

ب. الگویِ بندهایِ آمارشی با شماره‌یِ ساده

  1. الگویِ اصلیِ بندِ آمارشی با شماره‌هایِ ساده در پارسی (همانند دیگر زبان‌هایِ هند و اروپایی) ا[DetPا[NPشماره‌یِ ساده] [NPبندِ اسمی]] است:

    یک کتاب، بیست و سه ایرانی

    بود شاهی، شاه را بُد سه پسر

    هر سه صاحب‌فطنت و صاحب‌نظر

    مولوی (سده‌یِ ششم و هفتم خورشیدی)

    دو تنهارو، دو سرگردان، دو بی‌کس

    دو راه‌ست و کمین از پیش و از پس

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    از این گونه هر ماهیان سی جوان

    از ایشان همی یافتندی ر‌وان

    فردوسی (سده‌یِ چهارم خورشیدی)

    به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

    فریبِ چشمِ تو سد فتنه در جهان انداخت

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    پی‌پاره‌ای نمی‌کَنم از هیچ استخوان

    تا سد هزار زخم به دندان نمی‌رسد

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    صبا! از عشقِ من رمزی بگو با آن شَهِ خوبان!

    که سد جمشید و کی‌خسرو غلامِ کمترین دارد

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    در تنگنایِ شعری، ضمیرِ دارایی به عنوانِ مفعول به شماره‌یِ ساده می‌آویزد (نگاه کنید به جستارِ ۱۵×ت×. برون‌گسست):

    رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب /hezɒr-æt ræɣib/ هست

    در غنچه‌ای هنوز و سدت عندلیب /sæd-æt ændælib/ هست

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

    کُشته‌یِ چاهِ زنخدانِ توام، که‌از هر طرف

    سد هزارش گردنِ جان /sæd hezɒr-æʃ gærdæn-e ʤɒn/ زیرِ طوقِ غبغب‌ست

    حافظ (سده‌یِ هشتم خورشیدی)

  2. در تنگنایِ شعری، بندهایِ آمارشی با شماره‌یِ ساده را با الگویِ ا[NPا[NPبندِ اسمی] [DetPشماره‌یِ ساده]] نیز آورده‌اند:

    چون این، سال سیسد /sɒl sisæd/ همی رفت کار

    ندیدند مرگ اندر آن روزگار

    فردوسی (سده‌یِ چهارم خورشیدی)

    گذشتـه بر او سالیان هفت‌سد /sɒliɒn hæft-sæd/

    پدید آوریدش بسی نیک و بد

    فردوسی (سده‌یِ چهارم خورشیدی)

پاسخ دهید