۷•۱. Personal Pronouns

The personal pronoun is the classic basic form of nominal pronouns, and substitutes definite noun phrases.

Contents

a. Syntax

In Persian (like in most languages), different personal pronouns are used depending on person and number:

First person Second person Third person
Singular
  • /mæn/ من
  • /to/ تو
  • /u/ او
  • /væj/ وی

In archaic idioms, also:
  • /uj/ اوی
Plural
  • /mɒ/ ما
  • /mɒhɒ/ ماها
  • /mɒjɒn/ مایان

In archaic idioms, also:
  • /æmɒ/ اما
  • /hæmɒ/ هما
  • /imɒ/ ایما
  • /ʃomɒ/ شما
  • /ʃomɒhɒ/ شماها
  • /ʃomɒjɒn/ شمایان
  • /iʃɒn/ ایشان
  • /uʃɒn/ اوشان

For example:

من ار چه در نظرِ یار خاک‌سار شدم

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

Hafez (14th Century AD)

بت‌پرستی گرفته‌ایم همه

این جهان چون بت‌ست و ما شَمَن‌یم

Rudaki (9th and 10th Century AD)

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه‌یِ کس سیه و دلقِ خود ازرق نکنیم

Hafez (14th Century AD)

سال‌ها دفعِ بلاها کرده‌ایم

وهم حیران زآن چه ماها کرده‌ایم

Rumi (13th Century AD)

تمامِ پهلوانانِ زبورشاه گفتند: «ای پادشاه! مایان منّت داریم و فرمان‌بُرداریم.»

From the book “Ghandiyya” (۱۲th Century AD)

اکنون ایشان را و ما را جان همی کند یا نه ایما ماند و نه ایشان

From the book “Tarikh Sistan” (۱۱th Century AD)

خرد چشمِ جان‌ست چون بنگری

تو بی چشم شادان جهان نسپری

Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

تو که‌از محنتِ دیگران بی‌غم‌ی

نشاید که نام‌ت نهند آدمی

Saadi (12th and 13th Century AD)

ای صبا! با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو

که: «ای سرِ حق‌ناشناسان گویِ چوگانِ شما

Hafez (14th Century AD)

گفت سلطان: «امتحان خواهم در این

که‌از شماها کی‌ست در دعوی گزین؟»

Rumi (13th Century AD)

قوم را گفتم: «چون‌ید شمایان به نبید؟»

همه گفتند: «صواب‌ست، صواب‌ست، صواب»

Farrukhi Sistani (10th and 11th Century AD)

بزرگ غلطا که شمایان را افتاده است، که اگر قدمِ شما از خراسان بجنبد هیچ جای بر زمین بر قرار نباشد.

Abolfazl Beyhaqi (10th and 11th Century AD)

ای دل! طریقِ رندی از محتسب بیاموز!

مست‌ست و در حقِ او کس این گمان ندارد

Hafez (14th Century AD)

که رستم دلیرست و پهلونژاد

مبادا که رزمِ وی آرد به یاد!

Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

کنون آمد از کارِ وی آگهی

که تازه شد آن فرِّ شاهنشهی

Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

برفتند پیران به نزدیکِ اوی

چو دیدند آن رایِ تاریکِ اوی

Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

سپسِ بی‌هُشانِ دهر مرو!

گر نخوردی تو هم‌چو ایشان بنگ

Nasir Khusraw (11th Century AD)

و ایشان خلافِ دل نکنند.

From the book “Asrar Ottowhid” (۱۲th Century AD)

بپرسید رستم از ایشان سخن

که دستانِ سام این نراند زِ بـن

Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

چاه پر کرباسه و پر کژدمان

خوردِ ایشان پوستِ رویِ مردمان

Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

خوبان همه سپاه‌ند، اوشان خدایگان‌ست

مر نیک‌بختی‌ام را بر رویِ او نشـان‌ست

Rudaki (9th and 10th Century AD)

For more details about the obsolete personal pronouns /æmɒ/ اما, /hæmɒ/ هما and /imɒ/ ایما, see the article by Dr. Ali Ashraf Sadeghi (in مجلهء زبانشناسی, ۳۳rd issue, page 5) and the article by Ali Mohammad Bahonar (in مجلهء زبانشناسی, ۱۸th issue, page 21).

The following points must be noticed in the syntax of Persian personal pronouns:

  1. /mɒhɒ/ ماها and /ʃomɒhɒ/ شماها are generated by attaching the pluralizing suffix /-hɒ/ to the personal pronouns /mɒ/ ما and /ʃomɒ/ شما.
  2. /mɒjɒn/ مایان and /ʃomɒjɒn/ شمایان result from binding the pluralizing suffix /-ɒn/ to the personal pronoun /mɒ/ ما and /ʃomɒ/ شما.
  3. If the personal pronoun /mæn/ من becomes the adpositional focus of the Postposition /rɒ/, it can be changed into the proclitical allomorph [mæ-]:

    با دل‌آرامی مرا /mæ-rɒ/ خاطر خوش‌ست

    که‌از دل‌م یک‌باره برد آرام را

    Hafez (14th Century AD)

  4. Owing to metrical conformation, the personal pronoun /væj/ وی can change in this position into the proclitical allomorph [væ-]:

    هر آن چیز که‌آید همی در شمار

    سزد گر نخوانی وَرا /væ-rɒ/ پای‌دار

    Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

    هشیوار دیوانه خواند وَرا /væ-rɒ/

    همان خویش بیگانه خواند وَرا /væ-rɒ/

    Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

b. Remarks for the Application

  1. /mɒhɒ/ ماها and /mɒjɒn/ مایان always refer to several persons; therefore, they are not used for the plural of modesty.
  2. Similarly, /ʃomɒhɒ/ شماها and /ʃomɒjɒn/ شمایان are always used for several persons and cannot be used in case of the plural of majesty.
  3. The personal pronouns in the third person are used in modern idioms of Persian for animates. For inanimates, demonstrative pronouns are used instead.

    In archaic idioms, personal pronouns in the third person were used also for inanimates:

    از وی تیغ و شمشیر خیزد باقیمت، که اوی را دوتاه توان کرد.

    From the book “Hodud Olalam” (۱۰th Century AD)

    نگه کن بر این گنبدِ تیزگرد!

    که درمان از اوی‌ست، زوی‌ست درد

    Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

    سرایی‌ست بر وی گشاده دو در

    یکی آمدن را، شدن زآن به در

    Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

    این خانه که پیوستـه در او بانـگِ چغانه‌ست

    از خواجه بپرسید که این خانه چه خانه‌ست؟!

    Rumi (13th Century AD)

    اندرون از طعام خالی دار!

    تا در او نورِ معرفت بینی

    Saadi (12th and 13th Century AD)

    یک زمینِ خرّمی با عرض و طول

    اندر او بس نعمت و چندین اکول

    Rumi (13th Century AD)

    هر شهری که اندر او پادشاهی بود بفرمود تا گرداگردِ شهر خندقی کندند.

    Balami (10th Century AD)

    شتورکث، سبکث، بحاکث … شهرک‌هایی‌ند از چاچ، و از ایشان کمان‌هایِ چاچی خیزد

    From the book “Hodud Olalam” (۱۰th Century AD)

  4. The personal pronouns /mæn/ من and /to/ تو can become the nucleus of a qualitative genitive. Such qualitative genitive phrases are also definite and in the same person and number, like the personal pronoun:

    آسمان بارِ امانت نتوانست کشید

    قرعه‌یِ کار به نامِ منِ دیوانه زدند

    Hafez (14th Century AD)

    بد گشت چرخ با منِ بی‌چاره

    وآهنگِ جنگ دارد و پتیاره

    Kasai Marvzi (10th Century AD)

    شیدا شده‌ام، چرا همی ننهی

    زنجیرِ دو زلف بر منِ شیدا؟!

    Masud Saad Salman (11th and 12th Century AD)

    تا تویِ لب‌بسته گشادی نفس

    یک سخنِ نغز نگفتی به کس

    Nezami Gandjavi (12th and 13th Century AD)

  5. In archaic idioms, the personal pronouns /to/ تو, /u/ او, /uj/ اوی and /væj/ وی can become determinative focuses of the proclitical intensive pronoun /hæm-/ (= /hæm-to/ هم‌تو, /hæm-u/ همو, /hæm-uj/ هموی and /hæm-væj/ هم‌وی):

    سیاهِ مرا هم‌تو hæm-to گردان سپید!

    مگردان‌م از دَرگَهَ‌ت ناامید

    Nezami Gandjavi (12th and 13th Century AD)

    یارِ تو باید که بخرّد تو را

    هم‌تو hæm-to خودی خیره خریدارِ خویش

    Nasir Khusraw (11th Century AD)

    همو /hæm-u/ کلاهِ سری می‌دهد به تاجوران

    که از کلاهِ سلاطین به پای‌ش افزارست

    Amir Khusro Dahlavi (13th and 14th Century AD)

    گفت: «به جان و سرِ خداوند سوگند که هم‌وی /hæm-væj/ اندر آن بیاندیشید و دانست که خطاست آن را پاره کرد.»

    Abolfazl Beyhaqi (10th and 11th Century AD)

  6. Both definite and indefinite noun phrases can occur in connection with personal pronouns in the function of apposition:

    تو نمی‌توانی با من، پدرت، چنین رفتار بکنی. (definite)

    از تو، دوستِ خوب‌م، بسیار سپاس‌گزارم. (definite)

    ما، آموزگارانِ دبیرستانِ البرز، با سیستمِ مدیریّتِ شما موافق نیستیم. (definite)

    با شما آیندگان‌م، ای جهان‌سازانِ خشنود!

    ای برابرهایِ فردا! قرنِ ما قرنی چنین بود

    Iraj Janatie Ataie (20th and 21st Century AD)

    دولت حاضرست با شما، نمایندگانِ کارگران، جداگانه قرارداد ببندد. (definite)

    شما، آقایِ بهرامی، خودتان از پیچیدگی قضیّه باخبر هستید. (definite)

    من، پسری ساده از روستا، به دامِ نیرنگ‌هایِ او گرفتار شدم. (indefinite)

    تو، دانش‌جویی از ایران، توانستی به شهرتِ جهانی برسی. (indefinite)

  7. A particular feature of archaic idioms of Persian is the determinativization of the personal pronoun /mæn/ من. By this means, the noun becomes the only constituent of a determinative phrase which is only used in two determiner phrases:
    • /mæn bændæ/ من بنده (= [NP[DetP[Npersonal pronoun /mæn/ من]] [NP/bændæ/ بنده]])
    • /mæn ræhi/ من رهی (= [NP[DetP[Npersonal pronoun /mæn/ من]] [NP/ræhi/ رهی]])

    Both of these determiner phrases are also definite and in the first person:

    به جم گفت شه که: «ای جهان‌شهریار!

    زِ من بنده بر بدگمانی مدار!»

    Ferdowsi (10th and 11th Century AD)

    به بزمِ خویش مرا پیشِ خواجگان بنشاند

    به دستِ خویش به من بنده دوستگانی داد

    Mu’izzi (11th and 12th Century AD)

    منّت خدای را! که به تیرِ خدایگان

    من بنده بی‌گنه نشدم کشته رایگان

    Mu’izzi (11th and 12th Century AD)

    چنان که بخت‌ش دیوانه است بر جاه‌ش

    به خاکِ پای‌ش من بنده آرزومندم

    Hayati Gilani (17th Century AD)

    شنیده‌ای خبرِ من رهی که چون بودم

    به جبرِ محض گرفتارِ خدمتِ دشخوار؟

    Mu’izzi (11th and 12th Century AD)

    من رهی پیر و سست‌پای شدم

    نتوان راه کرد بی بالاد

    Faralavi (10th Century AD)

    من رهی تا بِزیَم مدح و ثنایِ تو کنم

    شرف آن را بفزاید که ثنایِ تو کند

    Manuchehri (10th and 11th Century AD)

    In modern idioms, only the short form /bændæ/ بنده exists:

    مثالِ بنده و تو ای نگارِ دل‌برِ من

    به قرصِ شمس و به وَرتاج سخت می‌ماند

    Aghadji (10th Century AD)

c. The Appellative Personal Pronoun /ɒdæm/ آدم

In colloquial Persian, the appellative-definite noun /ɒdæm/ آدم (= “human”) is also used as a personal pronoun (= appellative personal pronoun). Using this pronoun, a general role is stated:

چرا آدم باید دست به چنین کاری بزند؟

آدم زهره‌ترک می‌شود!

آدم نمی‌داند از دستِ این‌ها چه کار کند!

The application of the appellative personal pronoun overlaps with an indefinite pronoun in many other Indo-European languages (e.g. “one” in English). The difference in the practice is that the speaker does not want to exclude himself from the statement emphatically by using the appellative Personal pronoun, even he stresses that the statement is valid for him as well. For example, the indefinite pronoun “one” in the English sentence “One has sent me to you” cannot be translated into Persian with the appellative personal pronoun /ɒdæm/ آدم.

This aspect suggests the possibility that /ɒdæm/ آدم as a personal pronoun can be influenced by Old Persian /ædæm/ (personal pronoun in the 1st Person).

Leave a Reply